کتاب مبین

کتاب دیگر حسینعلی نوری
محتوی سوره هیکل و الواح دیگر است از میرزا بهاء در (360) صفحه (15) سطری در سال 1308 هجری  چاپ شده است.

در این کتاب عبارتهای عجیب و غریبی از جهت معنی پیدا می‏ شود، مثلا در صفحه 284 می‏ نویسد: ان السماء اثر رفعتی و الارض اثر سکونی و الساعة التی اخذت داهیتها العیاد انها اثر قدرتی المهیمنة علی العالمین و السحاب اثر حرکتی و الاریاح مرسلات من کلمتی و الآیات بامری البدیع تالله ان الشمس اثر وجهی المشرق المنیر و السکر الذی تری الناس فیه انه اثر خشیتی...

ادامه نوشته

ادعای خدایی باب

بهایی بیدار شو

خوب است از تعلیمات و دعوت سران بهائیت و بابیه آگاه و مطلع شویم و بدانیم که تعلیمات پیغمبران قرن نوزدهم تا چه اندازه روی خرافات و بت ‏پرستی استوار شده است!!

سید باب به مقام رکن رابع و ذکریت و سپس به مقام بابیت و سپس به مقام قائمیت و سپس به مقام رسالت و نبوت قانع و راضی نشده، و پا را فراتر گذاشته ادعای معبودیت و الوهیت نموده، و پیروان ساده ‏لوح خود را برای پرستش خود دعوت می نماید.

در باب اول از واحد رابع کتاب بیان می گوید:...

ادامه نوشته

مشروعیت مسلک بهائیت در قرآن

تمسک به آیه 5 سوره «سجده» در بهائیت

پیروان مسلک هاى ساختگى در عصر ما براى توجیه مسلک خود، آیه فوق را دستاویز قرار داده و با اشتباه کارى و مغالطه، خواسته اند آن را بر منظور خود تطبیق کنند، و اتفاقاً وقتى انسان با غالب مبلغین آنها روبرو مى شود، از جمله دلائلى که فوراً به آن متشبث مى شوند همین آیه «یُدَبِّرُ الأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الأَرْضِ...» مى باشد، آنها مى گویند:

منظور از «امر» در این آیه «دین و مذهب» است و «تدبیر» به معنى فرستادن دین و «عروج» به معنى برداشتن و نسخ دین است! و روى این حساب ...

ادامه نوشته

حقوق انسانی در بابيت (3)

غیر بابی آدم به حساب نمی آمد

پنجم:حق مالکيت
شهروندان غير معتقد به بيان،حق هيچ مالکيتي ندارند و اهل بيان بايد اموال هر کسي که به شريعت بيان ايمان نياورده، مصادره نمايند و استثناي اين قانون فقط در جاهائي است که اهل بيان به قدرت نرسيده باشند ولي اگر قدرت يافتند حکم همان مصادره اموال است!
او می گوید: « ثم الخامس فلتاخذن من لم يدخل في البيان ما ينسب اليهم ثم ان آمنو التردون الا في الارض التي انتم عليها لاتقدرون» (بيان عربي ص18)...

ادامه نوشته

حقوق انسانی در بابيت (2)

احکامی عجیب تر از عجیب

دوم :حق زيستن:

از نظر جناب باب ، هيچکس جز بابيان حق زيستن روي زمين را ندارند و دگر انديشان بايد قتل عام شوند!!

مثلا در کتاب بیان می خوانیم: «در پنج قطعه زمين نبايد غير مومنين به بيان زندگي و سکونت کنند .»(بيان فارسي  ص193) 

ايشان دستور مي دهند سلطان بيان، همه دگر انديشان و غير بابيان را نابود گرداند و اجراي اين امر واجب هم فقط بعهده سلطان بابي نيست بلکه برخود افراد بابي هم اين موضوع واجب است و بايد آنها هر غير بابي را از روي زمين بر دارند و نابود نمايند!!

اين هم عبارت او: ...

ادامه نوشته

حقوق انسانی در بابيت (1)

قواعد زبان عربی باید تابع فرمایشات من باشند
منظور از حقوق شهروندی حقوقي است که يک انسان به عنوان يک شهروند در يک کشور و در تحت لواي يک حاکميت بايد از آن بهره مند باشد. اما از آنجا که در بعضي کشورها ،حقوق انسانها ريشه در اعتقادات مردم آن سرزمين دارد بايد اين حقوق را در مباني فکري و اعتقادي آن سرزمين نيز جستجو نمود.
می خواهیم ببینیم که بر اساس متون بهائي شهروندان از چه حقوقي برخوردارند. اين بحث  در دو بخش ارائه خواهد شد:
بخش اول :حقوق شهروندي از نگاه باب
بخش دوم :حقوق شهروندي از نگاه بها،عبدالبها و شوقي...
ادامه نوشته

دليل تقرير بهائيت (2)

2. آوردن کتاب رکن دوم «دلیل تقریر» در بهائیت

بعد بیان رکن اول دلیل تقریر به رکن دوم یعنی کتاب داشتن می رسیم

اولاً باید توجه داشت که صرف آوردن کتاب یا کتاب نوشتن هنر و معجزه و دلیل بر صدق مدعی نیست بلکه محتوی، هدایتگری ونور بودن و... کتاب مهم است.

ثانیاً کتابهای سران بهائیت، یعنی علی محمد شیرازی(معروف به باب) و حسینعلی نوری(معروف به بهاء) معجزه نیست و همه مردم حتی بی سوادان نیز می توانند حرفهای بهتری از آنان بزنند و بنویسند.

تعالیم باب و بهاء

مخالفت با علم و دانش

گهگاهي شنيده مي‏شود که پيروان باب و بهاء خود را داراي افکار مترقي و پيشرفته و روش نو و سازنده مطابق موازين علمي و روح زمان معرفي و قلمداد مي‏کنند، براي آن که بدانيد تا چه اندازه اين ادعا بي‏پايه و بي‏اساس است کافي است که نظر شما را به چند نمونه از دستور «بيان» و «اقدس» جلب کنيم: 
ميرزا علي‏محمد در کتاب بيان عربي در باب 6 واحد 6 صفحه 24 مي‌گويد: 
«فلتمحون کل ماکتبتم و لتستدلن بالبيان؛ آنچه را که تاکنون نوشتيد نابود کنيد...

ادامه نوشته

نمونه ‏هائي از تعاليم

نمونه‏ هائي از احکام و تعاليم سيد باب

1. أنتم الدواء ثم المسکرات و نوعها لا تملکون و لا تبيعون و لا تشترون و لا تستعملون . 
بر شما باد که سراغ اشياء فوق نرويد آنها را نگهداري ننمايد خريد و فروش و مصرف نکنيد - دواء - مسکرات.
2. في محو کل الکتب کلها الا ما انشأت او تنشي‏ء في ذلک الأمر . 
اين باب بابي است در از بين بردن تمام انواع و اقسام کتابها... 
ادامه نوشته