احکام حبوة در بهائیت

از احکام اسلام چیزی خوانده ولی کجفهمیده
آن اشیائیکه مخصوص میت بوده و پس از فوت او باقی مانده است را، حبوة می گویند.
این اشیاء جزو میراث میّت محسوب نشده و در اسلام به پسر بزرگتر او می رسد.

در "اقدس" می گوید: و جعلنا الدار المسکونة و الالبسة المخصوصة للذریّة من الذکران دون الاناث و الورّاث انّه لهو المعطی الفیّاض

و قرار دادیم خانه مسکونی و لباسهای مخصوص میت را برای پسران او، و دختران میت و ورثه دیگر حقّی در آنها ندارند.[1]

بر طبق حکم فوق...
ادامه نوشته

احکام سهم بیت العدل از ارث

تعویض رئیس بیت العدل با طبقه مفقوده
برزگترین وارثیکه سهم بسیار قابل توجهی در بین ورّاث دارد، بیت العدل و در حقیقت رئیس بیت العدل است.
اگر یکی از طبقات ارث وجود نداشته باشد، یا مجموع آنها مفقود باشند، در این صورت بیت العدل جانشین آن طبقه بوده و به اندازه مقرر ارث خواهد برد.
مثلاً اگر طبقه مفقود، فرزندان باشد تمام سهم او (9 در 60) به بیت العدل می رسد. و اگر طبقه ای مفقود شده از سایر طبقات باشد، یک سوم از آن سهم، مخصوص بیت العدل و دو سوم دیگر به سهام طبقات موجوده اضافه می شود.

در "اقدس" می گوید:...

ادامه نوشته

احکام طبقات ارث بهائیان

آخرش حرف خودم شد یعنی هفت

"سیّد باب" در "بیان" می گوید: و ان لا یورث من المیّت الّا ابیه و امّه و زوجته و ابنه و اخیه و اخته و ما علّمه بعد ما یصرف لنفسه من نفس ماله

و اینکه ارث نبرد از میت مگر پدر او و مادرش و زوجه او و پسر و برادر و خواهرش و معلم او، پس از اینکه از مال خود میت در مصارف او صرف می شود.

و سپس می گوید: از آنجائیکه مراتب توحید در هفت حرف، تامّ می گردد که حروف اثبات باشد؛ (الّا الله) از این جهت حکم شده که ارث نبرد از میّت الا هفت نفس، چنانچه در رتبه هر صفتی، هفت رتبه تواند خدا را بآن صفت خواند: مثل...
ادامه نوشته

احکام محلل در طلاق

نحوه رجوع مرد و زن بعد از طلاق
همان گونه که ازدواج، یک امر حیاتى و ضرورى است، طلاق هم در شرایط خاصى، ضرورت پیدا مى کند، لذا اسلام بر خلاف مسیحیتِ تحریف یافته، طلاق را مجاز شمرده، ولى از آنجا که از هم پاشیدن خانواده ها زیان هاى جبران ناپذیرى براى فرد و اجتماع دارد، با استفاده از عوامل مختلفى، طلاق را تا آنجا که ممکن است محدود ساخته، و احکامى تشریع نموده که با توجه به آنها طلاق به حداقل مى رسد.
موضوع الزام به ازدواج مجدد یا مُحَلِّل، که بعد از سه طلاق در آیه 230 سوره ی بقره آمده است، یکى از آن عوامل محسوب مى شود; زیرا...
ادامه نوشته

احکام طلاق در بهائیت

خداوند بهائیت خیلی حکیم است
بدون شک، قرارداد زوجیت از جمله قراردادهائى است که باید قابل جدائى باشد، چرا که گاه عللى پیش مى آید که زندگى مشترک زن و مرد را با هم غیر ممکن، یا طاقت فرسا و مملوّ از مفاسد مى کند، و اگر اصرار داشته باشیم این قرارداد تا ابد بماند، سرچشمه مشکلات زیادى مى گردد، لذا اسلام با اصل طلاق موافقت کرده است. و هم اکنون نتیجه ممنوع بودن کامل طلاق در جوامع مسیحى ملاحظه مى کنیم، که چگونه زنان و مردان زیادى هستند که...
ادامه نوشته

احکام مسافرت شخص متأهل و حق طلاق زن

 سفر بی خبر ممنوع است  

"میرزا بهاء" در "اقدس" می گوید: قد کتب الله لکل عبد اراد الخروج من وطنه ان یجعل میقاتا لصاحبته فی ایّة مدّة اداد ان اتی و وفی بالوعد انّه اتّبع امر مولیه و کان من المحسنین من قلم الامر مکتوبا

نوشته است خداوند برای هر بنده ای که بخواهد از وطن خود بیرون رود، اینکه زمانی برای مسافرت و مراجعت خود معین کند، پس اگر در همان وقت مراجعت کرده و به وعده خویش عمل کرد؛ البته از فرمان مولای خود اطاعت نموده و از جمله نیکوکاران محسوب خواهد شد.

 سپس می گوید: ... 
ادامه نوشته

احکام قتال در بهائیت

احکام درنده خوی باب را از لوح محو کردیم

"میرزا بهاء" در مقابل افکار "سید باب" و برای اینکه مسلک خود را به مقتضیات روز نزدیک کند، و صورت حق به جانب به خود بدهد؛ به طور کلی موضوع جهاد را از میان برداشته، و پیروان خود را به صلح طلبی و سازش با مخالفین و معاشرت با همه ادیان و توافق نظر و خوش روئی دعوت نموده، و از جنگ و جدال نهی می کند.

 چنانکه "بهاء" در "اقدس" می گوید: « لتعاشروا مع الادیان و تبلّغوا امر ربّکم الرحمن هذا لا کلیل الاعمال لو انتم من العارفین»...

ادامه نوشته

احکام تحصیل غیر کتاب بیان

حروف و طلسمات بهتر از منطق و اصول

و نیز می گوید: « لا یجوز التدریس فی کتب غیر البیان الا اذا أنشئی فیه مما یتعلق بعلم الکلام و انّ ما اخترع من المنطق و الاصول و غیرهما لم یؤذن لاحد من المؤمنین»

جایز نیست تدریس کردن از کتابهای دیگر به جز "بیان" مگر آنچه مربوط به علم کلام باشد در حدود "بیان" و آنچه مردم اختراع کرده اند از علم منطق و اصول و غیر آنها اذن داده شده است که احدی از مؤمنین از آنها تحصیل و تدریس نمایند.[1]...

ادامه نوشته

احکام غیر بابیان

اگر میخواهی غیر بابی شوی، زیر میزی رد کن

"علیمحمد شیرازی" در کتاب "احسن القصص" توجه و نظرش  در ابتدای امر به مخالفین اسلام بوده است، ولی در "بیان" به صراحت نسبت به مخالفین سخت گیری نموده و به مراتب بیش از گذشته، جان و مال آنان را غیر محترم شمرده است.

 در "بیان" می گوید: « فی انّ الله قد فرض علی کلّ ملک یبعث فی دین البیان ان لا یجعل احد علی ارضه ممّن لم یدن بذلک الدین و کذلک فرض علی الناس کلّهم اجمعون الا من یتّجر تجارة کلّیّة ینتفع به الناس»...

ادامه نوشته

احسن القصص (تفسیر سوره‌ی یوسف)

کتاب علیمحمد شیرازی معروف به باب

این کتاب را سید باب در ایامی که دعوی بابیت داشته، نوشته است، و به صورت سوره سوره قرار داده و تعداد آیه‏ های سور را معین نموده است.

در آغاز این چنین می نویسد:« سورة الملک و هی اثنتان و اربعون آیة، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله الذی نزل الکتاب علی عبده بالحق لیکون للعالمین سراجا وهاجا ان هذا صراط علی عند ربک بالحق قد کان فی ام الکتاب علی الحق القیم مستقیما (و پس از شش سطر گوید) الله قد قدر ان یخرج ذلک الکتاب فی تفسیرا حسن القصص من عند محمد ابن الحسن ابن علی ابن محمد ابن علی ابن موسی ابن جعفر ابن محمد بن علی ابن الحسین ابن علی بن ابیطالب علی عبده لیکون حجة الله من عند الذکر (ذکر خودش است) علی العالمین بلیغا.»...

ادامه نوشته

احکام جنگیدن در بابیت

یا حبیبی یا قرّة العین 

"علیمحمد شیرازی" در "احسن القصص" چند سوره ی آن را مخصوص جنگ و محاربه با دشمنان نازل کرده، و پیروان خود را امر به کشتن و جنگ می نماید.

 در سوره ای که به نام "قتال" نامیده است، می گوید: « انّ الله قد کتب علیکم القتال فی سبیل الله هذا الذکر الاعظم بالحقّ علی الامر و قد کان الامر فی امّ الکتاب عظیما ... یا قرّة العین حرّض المؤمنین علی القتال بین ایدینا فانّ الله قد ضمن لهم الجنّة»

خداوند نوشته است برای شما قتال را در راه این ذکر اعظم (سید باب) به حقّ و روی امر و فوق امر و امر در کتاب بزرگ است.[1]...

ادامه نوشته

احکام ربا خواری در بهائیت

ربا حلال و طیب و طاهر است

در آموزه هاى اسلامى، یکى از مهم ترین ویژگى هاى نظام اقتصادى ربوى، به صورت تمثیلى لطیف و پرمعنا، نمایانده شده است. رباخوار در قالب انسانى تمثل یافته، که بزرگى شکمش چون خانه و نامتناسب با دیگر اندام ها است، و توان تحرک و حیات قوامى خود را بر اثر حجم بزرگ و سنگینى شکم از دست داده است.[1] این تمثیل بیانگر عینیت نمادین و بازگوکننده چهره واقعى جامعه اى به شمار مى رود که در آن، ربا محور و اساس حرکت هاى اقتصادى قرار گرفته است.
از جمله حکمت هاى تحریم ربا در اسلام...

ادامه نوشته

احکام بایع و مشتری

رضایت خریدار و فروشنده به هر قیمتی


"سیّد باب" در "بیان" می گوید: فی البیع و الشری اذا تحقق الرضا بینهما بایّ نحو کان

خداوند اذن فرموده در خرید و فروش به تحقق رضایت بین دو نفر ،و اذن داده کوچک و بزرگ و آزاد و برده بر همین قدر که رضایت حاصل شود، خرید و فروش صحیح است. در بیان اگرچه با اشاره یا خود خرید و فروش باشد.[1]

"سیّد باب" در این کلام، به اعتقاد، خود سخنان تازه آورده است.
1_ مطلق رضایت دو طرف (به هر طریقی که باشد) را کافی می داند، در صورتی که ممکن است رضایت و توافق از روی اجبار و اضطرار باشد، نه از روی اراده و اختیار...

ادامه نوشته

احکام حج در بهائیت

تعدد بیت الله با تعدد رهبران

"میرزا بهاء" به گفته های "سید باب" سر و شکلی داده و می گوید: بر هر کسی واجب است که به سوی زیارت خانه "سید باب" در شیراز، یا خانه خود "بهاء" در بغداد، حرکت کند.
در "گنجینه ی احکام" می گوید: در "رساله سؤال و جواب" نازل شده _سؤال: مجدد از حج استفسار شده بود؟ جواب: حج بیت که بر رجال است: بیت اعظم در بغداد، و بیت نقطه اولی در شیراز مقصود است، هر یک را که حج نمایند، کافی است؛ هر کدام که نزدیکتر به هر شهر است، اهل آن شهر آنرا حج نمایند.[1]
و از "لوح بهاء" نقل می کند که:...

ادامه نوشته

احکام حج در بابیت

خانه باب به جای خانه خدا

"سید باب" خانه مسکونی خود را که در شیراز است کعبه قرار داده، و زیارت و طواف آنرا برای پیروان خود واجب کرده است.

در "بیان" می گوید: حول البیت لا یجوز بیعه و من اراد ان یرفع هذا حلّ علیه ان یأخذ و لو لم یرض صاحبه لانّ الله احقّ بملکه

جایز نیست فروش زمینهای اطراف خانه، و چون کسی بخواهد ساختمان خانه را بلند کرده و توسعه بدهد، جایز است که از زمینهای اطراف خانه تصرف کند؛ اگرچه صاحب و مالک زمین راضی نباشد، زیرا که خداوند برای مالکیت آنجا سزاوارتر است.[1]

و همچنین می گوید:...

ادامه نوشته

احکام نماز میت بهائیان

در عرف اهل بهاء الله‌ابهی همان الله‌اکبر است

"سید باب" در بیان می گوید: و یکبّر ستّة تکبیرات فی صلوة المیّت یقرء تسعة عشر بعد الاول: انّا کلّ لله قانتون. و فی الثانی: انّا کلّ لله ساجدون. و فی الثالث: انّا کلّ لله قانتون. و فی الرابع: انّا کلّ لله ذاکرون. و فی الخامس: انّا کلّ لله شاکرون. و فی السادس: انّا کلّ لله صابرون

در نماز میت شش تکبیر گفته می شود که پس از هر تکبیر، نوزده مرتبه یکی از اذکاری که به ترتیب گفته شد خوانده می شود.[1]

و در "گنجینه ی احکام" از قول "عبدالبهاء" نقل می کند: ای بنده ی عزیز جمال ابهی آنچه مرقوم نموده بودی ملاحظه گردید، در خصوص تکبیر در صلوة میت، مرقوم نموده بودید:...
ادامه نوشته

احکام طهارت در بهائیت

ذکر معهود بدل از وضو

به طوریکه از تتبع در کلمات و نوشته های "میرزا بهاء" استفاده می شود این است که: هدف او از رسیدن به مقام نبوت، آسان کردن تکالیف بندگان و تطبیق دادن دستورهای دینی بر خواسته های مردم و مقتضیات زمان و تأمین تمایلات و شهوات نفسانی مردم قرن نوزدهم بوده است.

  در این مورد نیز "میرزا بهاء" برای اینکه جوانان لطیف عصر اتم را به تیمم کردن و دست و صورت به خاک مالیدن، حواله نکند و هم برای خالی نبودن عریضه و برای راحتی و آسانی تکلیف می گوید: ...
ادامه نوشته

احکام وضو در بهائیت

وضوی بهائیان یا آب بازی

جناب "میرزا بهاء" در این مورد نیز قائل به اختصار و اجمال شده، و شستن دست تا آرنج و مسح کشیدن سر و پا را لازم نمی داند. و برای آسان شدن تکالیف پیروان خود، آداب نیت و قصد قربت را در هنگام وضو را برداشته و وضو را به صورت شستن معمولی دست و صورت، در صورت توانائی و بودن آب!، برای سه نماز معین نموده است.
در "اقدس" می گوید: قد کتب لمن دان بالله الدیّان ان یغسل فی کلّ یوم یدیه ثمّ وجهه...
ادامه نوشته

احکام امر و نهی در بهائیت

امر به معروف و نهی از منکر ممنوع

امر به معروف و نهی منکراز فروع دین اسلام و اجراء آن باعث برپا شدن واجبات و از بین رفتن منکرات و برقراری امنیت و آسایش در جامعه می شود. زیرا از نظر اسلام جامعه انسانی یک واحد به هم پیوسته است که اگر جلوی میکروب های موجود در یک عضو گرفته نشود، ناراحتی و مرض از یک عضو به سایر اعضاء سرایت خواهد کرد.

جناب "بهاء" در مقابل این وظیفه و امر وجدانی و عقلی و مشروع، به خیال خود فتح بزرگی کرده و این خیر خواهی و اظهار محبت و راهنمائی را درباره ی پیروان خود منع و تحریم نموده است.
در کتاب "نظر اجمالی" می گوید:...

ادامه نوشته

احکام قداست عدد نوزده

خشت اول چون نهد معمار کج
پس از شش ماه از دعوت، 18 نفر از شیخیه دور علی محمد باب را گرفتند، و توسط آنها کم کم امر باب قوت گرفت، علی محمد باب فداکاریهای آنها را از یاد نبرد، آنها را حروف «حی» (که به حساب ابجد 18 است) نامید و با خودش 19 نفر شدند[1].
همچنین به جهت ترویج و قدرت گرفتن این مسلک در قرن نوزدهم میلادی توسط اجانب مسیحی، این عدد 19 به حد نهایی قداست رسید.
"سیّد باب" در "احسن القصص" که در اوائل امر او تألیف شده است، می گوید:...
ادامه نوشته