مقام واقعي حسينعلي چه بوده است؟
واقعاً این ادعای خدایی قابل توجیه؟
در ک مبين ص 37 (نوشته حسينعلي) مي خوانيم که مقام واقعي حسينعلي چه بوده است:
«تالله (قسم جلاله) قد ظهر محبوب العالمين و مقصود العارفين و معبود من في السماوات و الارضين و مسجودالاولين و الاخرين» اون خدايي که در غيب بود، اون خدايي که در پرده بود، اون خدايي که محبوب همه بود و مقصود عارفان بود، اون خدايي که معبود بود يعني عبادت مي شد در آسمان و زمين و براي او سجده مي کردند و اولين و آخرين بود ظاهر شد.البته در موارد متعدد دیگری اين حرف را زده...
هنگامی که در زندان عکا بود اینگونه در ک مبين ص 229 نوشته است:«ان استمع ما يوحي من شطر البلاء علي بقعة المهنة و الابتلاء من سدرة القضاء انه لا الاه الا انا المسجون الفريد» بشنو آنچه به تو وحي مي شود از جانب بلا و مصيبت از سرزميني که پر از گرفتاري و غصه است اين ندا را بشنو چيه ؟ هيچ معبودي غير از من نيست خدايي که بنده هاش گرفتن و زنداني کردن.
پس اينکه فکر کنيد بعد پيامبر ، پيامبري آمده اين حرف باطلي است!! چون ايشان اصلا پيامبر نبوده بلکه او خدای اغنام و گوسفندان است.
نه تنها حسینعلی بلکه مبلغان او هم به خدا بودن او اعتراف دارند.در ک رحيق مختوم ج1 ص 78 (اشراق خاوري):
از ختميت خاتم مقام اين يوم (در قرآن سوره احزاب آيه 40 ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبيين ـ اين آيه دلالت مي کند که حضرت محمد آخرين پيامبر خداست )اشراق مي گويد حسينعلي در ذيل اين آيه اين عبارات رو بيان کرده : در قرآن سورة الاحزاب محمد را خاتم النبيين فرموده جمال مبارک جل جلاله در ضمن جمله مزبوره مي فرمايد که مقام اين ظهور عظيم و موعود کريم از مظاهر سابقه بالاتر است زيرا نبوت به ظهور محمد رسول الله که خانم النبيين بود ختم مي گردد
پس مقام تو چيه؟
مقامي که از پيغمبري بالاتر است ظهور الله است يعني خود خدا. يعني خدا خداست که ظاهر شده زيرا رسول الله خاتم النبيين بوده است.
در ک رحيق مختوم ج1 ص 87 (اشراق خاوري):
به ظهور او کنز مخزون ظاهر(کنت کنزا مخفيا حديث ساختگي است احببت ان اعرف فخلقت الخلق لکي اعرف من گنج مخفي بودم دوست داشتم تا شناخته شوم پس مخلوقات را خلق کردم تا شناخته شوم) يعني حسينعلي همان خداي ناشناخته بوده اين مقام اوست.
در ک گنجينه حدود و احکام(اشراق خاوري) اموري را که هر بهائي بايد به آن عمل کند از کتاب اقدس و ديگر کتب را در اين کتاب جمع کرده يعني بلا تشبيه کتاب رساله آنهاست. در بخشي از اين کتاب که از تعطيلي هاي بهائي ها صحبت مي کند دوم محرم است چرا ؟ چون حسينعلي به دنيا آمده است در سال 1233 هـ ق
در ص 403 اين کتاب ميگه که در دوم محرم چه اتفاقي افتاده است:«در فجر يوم ثاني محرّم سال 1233 هجري قمري در طهران واقع شد. نبيل زرندي(شاعر بهائي) در رباعي ذيل تاريخ تولّد مبارک را ذکر کرده
در اوّل غربال(1233به حروف ابجد) ز سال فرقان (هـ ق) دوّم سحر محرّم اندر طهران
از غيب قدم بملک امکان بگذاشت شاهيکه بود خالق من في الامکان»
در ک رساله ايام تسعه (اشراق خاوري خيلي کتاب نوشته اما ذره اي به آنها معتقد نبوده است) در ص 50:
«فَيا حَبَّذا مِنْ هذَا الْفَجْرِ الَّذي فيهِ اسْتَوي جَمالُ الْقِدَمِ(حسينعلي) عَلي عَرْشِ اِسْمِهِ الْأَعْظَمِ الْعَظيمِ وَ فيهِ وُلِدَ مَنْ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ...» ما لم يلد را کجا مي گوييم و اينها در کجا مي گويند . يعني خدايي که نه زاده و نزاييده شده پا به جهان گذاشت.
در ک لوح مبارک خطاب شيخ محمد تقي مجتهد اصفهاني معروف به نجفي (حسينعلي) معروف به ابن ذئب (به يکي از علما نوشته و فحش هم داده ابن ذئب يعني گرگ زاده چون اين عالم او را نقد کرده است شايسته اين حرفها هست) در ص 41 و 42:
«تفکّر في الدّنيا و شأنِ أهلها (درباره دنيا و اهل دنيا فکر کن)انّ الّذي خلق العالم لنفسه قد حُبِسَ في أخرب الدّيار بما اکتسبت أيدي الغافلين» کسي که دنيا را براي خودش خلق کرده در زندان گرفتار شده است.
تمام تلاش خود را به کار می گیریم تا با بی طرفی کامل عقاید بهائیت را مروری نمائیم تا راه راست بر همگان منکشف گردد و حجت بر همگان تمام شود و شبهات از میان برچیده گردند