خدایا به حق موهایت !!! ( سوالات بی پاسخ 40 )

در مورد احکام بهائیت بارها و بارها گفته شده که احکامی که آنها برای خود وضع نموده اند مملو از تناقضات و ابهامات است مثلا برخی از این احکام حتی توسط خود شارعان احکام رعایت نمی شده است به عنوان نمونه می توان به این حکم اشاره کرد که در کتاب گنجینه حدود و احکام صفحه 313 آقای میرزا حسینعلی تراشیدن موی سر را جایز ندانسته و دستور داده موی سر از حد گوشها تجاوز نکند. اما با وجود تشریع این حکم در بهائیت توسط میرزا حسینعلی عکس‌هایی که از جناب بهاء در دست است نشان می‌دهد ریش آقا بلند و خرمنی از موی بر روی شانه او ریخته است .......

حتی فیضی در کتاب خودش به نام "بهاء الله " در صفحه 240  به افشان بودن گیسوان و محاسن میرزا حسینعلی اشاره نموده است و این هم نمونه ای از دستورات بهاء که فقط برای اغنام صادر نموده و شخصا اجرا نمی کرده است. نکته جالب تر و زیباتر و تأمل برانگیزتر : برای اینکه این موهای صورت سهمی از خدایی (بهاء ) برده باشد  در کتاب ادعیه محبوب صفحه 123به یاران سفارش نموده است در موقع دعا این جمله را تلاوت کنید . " اللهم انی اسئلک بشعراتک التی یتحرک علی صفحات الوجه « بگوئید خدایا قسم می‌دهم تورا به موهائی که بر صورتت می جنبد »

پیش از اینکه بخواهیم سوالی مطرح کنم توجه شما را به این نکته جلب می کنم که بهائیان دربرابر این ایراد نظیر صدها سوال و اشکال جوابی ندارند جز اینکه مانند سید مهدی گلپایگانی که بهائیت به بزرگی و عظمت او افتخار و قلم فرسائی کرده در برابر این پرسش غافلگیر شود و پاسخ معقول و منطقی نداشته باشد . قسمتی از ماجرا که در صفحه 26 و 27 جلد سوم مصابیح هدایت آمده است به این شرح است :« آخوندها اعتراض می کنند درباره اللهم انی اسئلک بشعراتک ... سید مهدی می‌گوید خدائی که دست دارد و چشم دارد مگر نباید مو داشته باشد و شما می‌دانید اگر خدا با داشتن سایر اعضاء سرش بی مو باشد البته کچل خواهد بود و ما بهائیان به خدای کچل اعتقاد نداریم "

آیا عقل سالم و با منطق این اراجیف را به عنوان اعتقادات و احکام قبول می کند تا چه رسد به اینکه ادعای دینی را داشته باشند که می خواهد دنیا را از چنگال ظلم نجات بخشد ؟؟؟؟؟؟