کدام سخنتان را باور کنیم

چون احکام باب را به بهائی ها می ‏گوئیم و بر ریشه مرامشان اشکال می ‏کنیم، می‏ گویند:اینها مربوط به سید باب بوده و ما بهائی هستیم نه بابی، در حالیکه کلمات بزرگان خود را را نادیده گرفته ‏اند.

حسینعلی بهاء: در بسیاری از نوشته‏ های خود با کمال صراحت اعلان می‏نماید که احکام سید باب نسخ نشده و او سلطان رسل است، و خدا لعنت کند کسی را که می‏ گوید احکام بیان نسخ گردیده و می‏ نویسد: خود من (حسینعلی) هم به دستورات بیان(کتاب باب) عاملم.

ضمنا تا هیجده سال میرزا حسین‏علی از پیروان سید باب بوده و کتابی به نام ایقان در حقانیت او نوشته است اینک مواردی چند، برای نمونه آورده می ‏شود...

در صفحه 45 کتاب اقتدارات چهار سطر به آخر صفحه چنین می‏نویسد:

« در هر حین به اعتراضی جدید متمسکند، با اینکه کل می‏دانند که به این ظهور اعظم ما نزل فی البیان ثابت و ظاهر و محقق شده و اسم الله مرتفع گشته و آثار الله در شرق و غرب انتشار یافته و بیان فارسی مخصوصا در این ظهور امضا شده، مع ذلک متصلا نوشته و می‏ نویسند که بیان را نسخ نموده‏ اند که شاید شبهه در قلوب القا شود و معبودیت عجل (میرزا یحیی) محقق گردد.»

در صفحه 103، سطر 4 همین کتاب می‏ نویسد:
« ولکن به این مقر که به اختیار او کل کتب ناطق است نسبت داده‏اند که احکام بیان را نسخ نموده علی لعنة الله علی القوم الظالمین. در صفحه 195 کتاب ادعیه محبوب در لوح احمد چنین می‏آورد.

قل یا قوم فاتبع حدود الله التی فرضت فی البیان من لدن عزیز حکیم قل انه لسلطان الرسل و کتابه لام الکتاب ان أنتم من العارفین»

در صفحه 407 بدیع نوشته بهاءالله چنین آمده:

« لعن الله علی الذین تجاوزوا عن حدود البیان و هتک حرمة الله.»

در صفحات 154 ایقان 199 صفحه‏ ای، سطر 4 چنین آمده :

« و آن مدینه کتب الهیه است در هر عهدی، مثلا در عهد موسی توراة بوده است، و در زمان عیسی انجیل، و در عهد محمد رسول الله صلی الله علیه و آله فرقان و در این عصر بیان و در عهد من یبعثه الله کتاب او که رجوع کل کتب به آن است و مهیمن است بر جمیع کتب.»

در صفحه 61 و 62 کتاب صلوة و صیام تألیف اشراق خاوری آمده که:

« بهاءالله در لوح احمد میرزا علی‏محمد را مورد تأیید قرار داده و درباره‏ آن می ‏فرماید: انه لسلطان الرسل و کتابه لام الکتاب...»