خاتمیت(20)
انکار خاتمیت، مساوی است با ارتداد
خاتمیت از ضروریات دین مقدس اسلام محسوب می شود یعنی اصل و حکمی که همگی مسلمانان بدون تردید آن را جزء دین می دادند، بنابراین اگر کسی آن را انکار کند مرتد و کافر شمرده می شود.
از سوی دیگر با آیات قرآنی و روایات نبوی و ولوی پایان تمام نبوتها اعم از نبوت تشریعی و نبوت تبلیغی اثبات گردید[1] و اگر کسی در این پایان یافتن اندک شکی به خود راه دهد در تمامی آن مسلمات شک کرده است و این طریقه را نمی توان جز بیرون رفتن از راه خرد نامید.....
نبوت تشریعی و تبلیغی و خاتمه یافتن آن دو
پيامبران تشريعى كه عددشان بسيار اندك است صاحب قانون و شريعت بودهاند، ولى پيامبران تبليغى كارشان تعليم و تبليغ و ارشاد مردم به تعليمات پيامبر صاحب شريعت بوده است[2] .
پایان یافتن نبوت تشریعی که پر واضح است. سخن استاد شهيد مطهرى را هم در نبوت تبلیغی می آوریم:
تا زمانى بشر نيازمند به وحى تبليغى است كه درجه عقل و علم و تمدّن به پايهاى نرسيده است كه خود بتواند عهدهدار دعوت و تعليم و تبليغ و تفسير و اجتهاد در امر دين خود بشود. ظهور علم و عقل، و به عبارت ديگر، رشد و بلوغ انسانيّت، خود به خود به وحى تبليغى خاتمه مىدهد و علما جانشين چنان انبياء مىگردند. مىبينيم قرآن در اوّلين آيهاى كه نازل مىشود سخن از قرائت و نوشتن و قلم و علم به ميان مىآورد:
( اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ )[3][: بخوان به نام پروردگارت كه آفريد* انسان را از عَلَق آفريد* بخوان، و پروردگار تو كريمترين [كريمان] است * همان كس كه به وسيله قلم آموخت.آنچه را كه انسان نمىدانست [بتدريج به او] آموخت].
اين آيه اعلام مىكند كه عهد قرآن، عهد خواندن و نوشتن و ياد دادن و علم و عقل است. اين آيه تلويحاً مىفهماند كه در عهد قرآن وظيفه تعليم و تبليغ و حفظ آيات آسمانى به علما منتقل شده و علما از اين نظر جانشين انبياء مىشوند. اين آيه اعلام بلوغ و استقلال بشريّت در اين ناحيه است[4]... بشر در دورههاى پيشين مانند كودك مكتبى بوده است كه كتابى كه به دستش براى خواندن مىدهند پس از چند روز پاره پاره مىكند، و بشر دوره اسلامى مانند يك عالم بزرگسال است كه با همه مراجعات مكرّرى كه به كتابهاى خود مىكند، آنها را در نهايت دقّت حفظ مىنمايد[5].
با همه این اوصاف گروهی از مسیر نورانی و روشن اندیشه خارج شده اند و ادعاهایی را مطرح و خاتمیت را به گونه های متفاوتی انکار کرده اند،گروه هایی مانند برخی از روشنفکران، قادیانیها[6]، اغنام الله (بهاییت[7])و گروه های دیگر.
تمامی این گروه ها بدلیل انکار ضروری دین( خاتمیت ) مرتد و کافرند.
[1]- از جمله، سخن معروف از نبی اعظم صلی الله علیه و آله: « ... انه لا نبی بعدی »
[2]- مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، ج3، ص 173
[3]- علق، آیه 1- 5
[4]- مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، ج3، ص174
[5]- همان، ج3، ص 175
[6]- پیروان غلام بن احمد مدعی کاذب نبوت تبلیغی که مورد تکفیر علمای اهل سنت و حکومت پاکستان قرار گرفت
[7]- که قائل به نبوت تشریعی حسینعلی نوری و حتی علی محمد شیرازی هستند( مفاوضات، ص 124)
تمام تلاش خود را به کار می گیریم تا با بی طرفی کامل عقاید بهائیت را مروری نمائیم تا راه راست بر همگان منکشف گردد و حجت بر همگان تمام شود و شبهات از میان برچیده گردند