انکار خاتمیت، مساوی است با ارتداد

خاتمیت از ضروریات دین مقدس اسلام محسوب می شود یعنی اصل و حکمی که همگی مسلمانان بدون تردید آن را جزء دین می دادند، بنابراین اگر کسی آن را انکار کند مرتد و کافر شمرده می شود.

از سوی دیگر با آیات قرآنی و روایات نبوی و ولوی پایان تمام نبوتها اعم از نبوت تشریعی و نبوت تبلیغی اثبات گردید[1] و اگر کسی در این پایان یافتن اندک شکی به خود راه دهد در تمامی آن مسلمات شک کرده است و این طریقه را نمی توان جز بیرون رفتن از راه خرد نامید.....

نبوت تشریعی و تبلیغی و خاتمه یافتن آن دو

پيامبران تشريعى كه عددشان بسيار اندك است صاحب قانون و شريعت بوده‏اند، ولى پيامبران تبليغى كارشان تعليم و تبليغ و ارشاد مردم به تعليمات پيامبر صاحب شريعت بوده است‏[2] .

پایان یافتن نبوت تشریعی که پر واضح است. سخن استاد شهيد مطهرى را هم در نبوت تبلیغی می آوریم:    

تا زمانى بشر نيازمند به وحى تبليغى است كه درجه عقل و علم و تمدّن به پايه‏اى نرسيده است كه خود بتواند عهده‏دار دعوت و تعليم و تبليغ و تفسير و اجتهاد در امر دين خود بشود. ظهور علم و عقل، و به عبارت ديگر، رشد و بلوغ انسانيّت، خود به خود به وحى تبليغى خاتمه مى‏دهد و علما جانشين چنان انبياء مى‏گردند. مى‏بينيم قرآن در اوّلين آيه‏اى كه نازل مى‏شود سخن از قرائت و نوشتن و قلم و علم به ميان مى‏آورد:

( اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ، الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ )[3][: بخوان به نام پروردگارت كه آفريد* انسان را از عَلَق آفريد* بخوان، و پروردگار تو كريمترين [كريمان‏] است * همان كس كه به وسيله قلم آموخت.آنچه را كه انسان نمى‏دانست [بتدريج به او] آموخت].

اين آيه اعلام مى‏كند كه عهد قرآن، عهد خواندن و نوشتن و ياد دادن و علم و عقل است. اين آيه تلويحاً مى‏فهماند كه در عهد قرآن وظيفه تعليم و تبليغ و حفظ آيات آسمانى به علما منتقل شده و علما از اين نظر جانشين انبياء مى‏شوند. اين آيه اعلام بلوغ و استقلال بشريّت در اين ناحيه است[4]... بشر در دوره‏هاى پيشين مانند كودك مكتبى بوده است كه كتابى كه به دستش براى خواندن مى‏دهند پس از چند روز پاره پاره مى‏كند، و بشر دوره اسلامى مانند يك عالم بزرگسال است كه با همه مراجعات مكرّرى كه به كتابهاى خود مى‏كند، آنها را در نهايت دقّت حفظ مى‏نمايد[5].

با همه این اوصاف گروهی از مسیر نورانی و روشن اندیشه خارج شده اند و ادعاهایی را مطرح و خاتمیت را به گونه های متفاوتی انکار کرده اند،گروه هایی مانند برخی از روشنفکران، قادیانیها[6]، اغنام الله (بهاییت[7])و گروه های دیگر.

تمامی این گروه ها بدلیل انکار ضروری دین( خاتمیت ) مرتد و کافرند.



[1]- از جمله، سخن معروف از نبی اعظم صلی الله علیه و آله: « ... انه لا نبی بعدی »

[2]- مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏3، ص 173

[3]- علق، آیه 1- 5

[4]- مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏3، ص174

[5]- همان، ج‏3، ص 175

[6]- پیروان غلام بن احمد مدعی کاذب نبوت تبلیغی که مورد تکفیر علمای اهل سنت و حکومت پاکستان قرار گرفت

[7]- که قائل به نبوت تشریعی حسینعلی نوری و حتی علی محمد شیرازی هستند( مفاوضات، ص 124)