بهائيان و معجزه ي آيه نگاري

از بررسي همه جانبه آثار بهائيان چنين بر مي آيد که ميرزا حسينعلي، پس از کسب مقدمات کتابت و قرائت، به نحوي نا منظم، در مدارس و مجالس درس، به اکتساب علوم متداوله مشغول بوده است.

جهت استحضار ، ذيلا به ذکر اهمّ مدارکي که نتيجه مسلم مذکور را در بردارد، مي پردازيم:...

1 ـ ميرزا حسينعلي مي نويسد: «و در فرقان بسيار آيات دليل بر اين است اگر چه نفس آيه در نظر نيست ولکن مضامين آن آيات بدين قرار است» مثلا:

«هو الذي خلقکم و رزقکم افلا تبصرون. و هو الذي أنبت من الارض نباتاً حسناً افلا تؤمنون. و انزل من السماء ماء افلا تشکرون. و خلق السموات و خلق الارض و مابينهما واسکن الجبال فضلا من عنده و قليلا منکم ما تفقهون».

همچنين: «دوست ندارم که اذکار قبل بسيار اظهار شود زيرا که اقوال غير را ذکر نمودن دليل است بر علوم کسبي نه بر موهبت الهي».

همچنين: «حق شاهد و گواه است که اين مظلوم بيان را تلاوت ننموده و مطلبش را نديده... اين مظلوم لازال مبتلا بوده و مقر امني که در کتب حضرت اعلي (باب) و يا غير نظر نمايد نداشته».

و در خصوص آثار «حاج محمد کريم خان کرماني»، حسينعلي ميرزا مي نويسد: «اين بنده اقبال به ملاحظه کلمات غير نداشته و ندارم وليکن چون جمعي از احوال ايشان سؤال نموده و مستفسر شده بودند لهذا لازم گشت که قدري در کتب او ملاحظه رود و جواب سائلين بعد از معرفت و بصيرت داده شد... باري کتب عربيه او به دست نيفتاد. تا اينکه شخصي روزي ذکر نمود کتابي از ايشان که مسمي به ارشاد العوام است در اين بلد يافت مي شود... با وجود اين، کتاب را طلب نموده چند روز معدود نزد بنده بود و گويا دو مرتبه... در او ملاحظه شد. از قضا مرتبه ثاني جائي به دست آمد که حکايت معراج سيد لولاک بود».

«اين مظلوم در طفوليت در کتابي که نسبتش به مرحوم مغفور ملا باقر مجلسي بوده غزوه اهل قريظه را مشاهد نمود».

 2 ـ فاضل مازندراني مبلغ مشهور بهائي مي نويسد:

«و نسبت به شخص بهاء الله نيز تقريباً همين نحو است و خطوط ايشان و اخوانشان گواهي مي دهد که زيبايي خط والد تقريباً به آنان نيز رسيد ولي در تحصيل عربي مختصر و همان اندازه عرفان هاي شيخي که شخص نقطه در آن بودند هم قدم نگذاشتند و لحن آثارشان به مذاق اشراقيين و رواقيين و امثالهم نزديکتر است تا به شيخيين».

3 ـ آواره در شرح احوال کودکي و جواني ميرزا حسينعلي مي نويسد: «و در سن صباوت چون به خواندن و نوشتن پرداخت بر اهميت خود بيفزود و در انظار جلوه اي غريب نمود و چون به حد بلوغ بالغ گشت به مجامع و مجالس وزرا و بزرگان و علما و امرا و ارکان دولت خود را به نطق و بيان و عقل و وجدان معرفي فرمود».

4 ـ محمد علي فيضي مي نويسد: «از قرار معلوم فقط مقدمات خواندن و نوشتن را نزد پدر و بستگان خود آموخته، در مدرسه و مکتبي مطابق معمول آن زمان داخل نشده».

و در خصوص شرکت ميرزا حسينعلي در درس مجتهد نوري از زبان عباس افندي مي نويسد:

«ميرزا محمد تقي مجتهد مشهور در يالرود قريب هزار طلبه داشت... شب ها در مجلس مباحثه علميه مي شد و بعضي احاديث مشکله روايت مي کردند و چون حيران مي ماندند جمال مبارک معني حديث را بيان مي فرمودند از جمله شبي از شبها...».

5 ـ اسلمنت عامل بهائيان عکا در اين خصوص و در مقام شرح حال زندگاني حسينعلي ميرزا مي نويسد:

«به مدارس و دبستاني داخل نشدند فقط در منزل جزئي تحصيلي نمودند».

6 ـ عزيه خانم خواهر ميرزا حسينعلي، در پاسخ نامه عباس افندي از سوابق تحصيلي برادرش چنين ياد کرده است:

«جناب ميرزاي ابوي که از بدايت عمر که به حد بلوغ رسيد، به واسطه فراهم بودن اسباب و گرد آمدن اصحاب اشتغال به درس و اهتمام به درس داشته، آني خود را از تحصيل مقدمات فارغ نمي گذاشتند، پس از تحصيل مقدمات عربيت و ادبيت به علم حکمت و مطالب عرفان مايل گرديده که به فوايد اين دو نايل آيند چنانکه اغلب روز و شب ايشان به معاشرت حکماي ذي شأن و مجالست عرفا و درويشان مشغول بود».

تأمل در قطعات برگزيده مذکور، به خوبي رابطه حسينعلي ميرزا را با مدرسه و مطالعه و تحقيق در آثار و مباحثه در افکار و مجالست با اهل سخن و نظر، نشان مي دهد.

    ولي حسينعلي ميرزا، پس از تسلط بر بابيان و دستيابي بر منصب، «الوهيت» و «ربوبيت»! در شأن خود نيافت که سوابق تحصيلي خود را ملاک فضل و کرامتي کند! از اين رو تمامي تصريحات گذشته را به نحوي از انحا مورد «تأويل» و تجديد نظر قرار داده چنين وانمود که در هيچ مدرسه و نزد هيچ معلمي، «درس نخوانده» و او چون خداي بي همتاست، علمش ذاتي، نه «اکتسابي» است! و گاهي به لسان اهل اسلام، خود را «اُمّي» مي خواند! تا از اين طريق شأن و مقام خود را به صرف ادعا، بالا برد و مريدان بهائيش، خضوع و خشوع بيشتري در اقبال اوامر و نواهيش مبذول دارند!